قیصر امین پور شاعر متعهد با روح لطیفی بود که دوران نوجوانی ام با اشعار زیبایش پر شد و همیشه خواندن اشعارش روح را نوازش می کند. روحش شاد و به یادش

غنچه با دلی گرفته گفت:

زندگی لب ز خنده بستن است

گوشه ای درون خود نشستن است

گل به خنده گفت:

زندگی شکفتن است

با زبان سبز راز گفتن است

گفتگوی غنچه و گل از درون باغچه

باز هم به گوش می رسد

تو چه فکر می کنی؟

راستی کدام یک درست گفته اند؟

من که فکر می کنم گل به راز زندگی اشاره کرده است

هر چه باشد او گل است

گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است